خرید بک لینک

درباره سایت

از یادداشت های خانم پاپن هایم

آخرین مطالب

امکانات وب

459

خانه ام را مجبور شدیم بعرضهیم. آخرین سرپناهی که احساس میکردم آنجا دارم حالا دیگر نیست. پدرم حالش از همیشه بدتر است و دیگر داروها هم جواب نمیدهد و هر بار با مادرم صحبت میکنم میگوید خودت را برای هر چیزی اماده کن. فکر نمیکردم از دست دادن پدری که هرگز برایم پدر نبوده اینطور مرا زخمی کند و از پا بیاندازد. انگار دارد میرود و تمام این زخم ها که به جان روان من مانده بی هیچ درمانی برای همیشه همانجا خواهند ماند. من گوشه ای از دنیا مثل اواره ها درمانده مانده ام.

برچسب: نویسنده: رها فراهانی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 16:24

صفحه بندی