خرید بک لینک

درباره سایت

از یادداشت های خانم پاپن هایم

آخرین مطالب

امکانات وب

قبلا که این همه تب و تاب رفتن در من بود، همه چیز در درونم عصیان کشیده و نفرت برانگیز بود. از هوای این منطقه ی جغرافیا، از اخبارش، از تکه پارچه های اضافه ی آویزان به زن ها، از قانون و مقررات بی سر و ته و نامشخص، از این همه سردرگمی، از بی پولی، از قیمت ها که آسانسوری بالا می روند بیزار بودم.

الان؟ بعد از این همه دویدن! راستش دیگر برایم فرق نمی کند چه بپوشم، چقدر پول داشته باشم، اصلا کارم را دوست دارم یا نه. آب و هوا خوب است یا بد، من جانم میرود یا یک جوان دیگر. عجیب است ولی انگار فلج شده ام و حسی ندارم.

برچسب: نویسنده: رها فراهانی تاريخ: جمعه 21 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:09

صفحه بندی