241 - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 8:06
زندگی در هیچ زمینه ای راحت نیست. لاقل برای من. برای خیلی ها به اندازه ی کار کردن هر روزه شکمشان راحت است اما در همین مورد هم من با خواهش و التماس و تملق گویی و چاپلوسی که جقدر زیبایی، دوستت دارم، بیا این گوجه، انجیر، آلو، زیتون ها برای تو، کارم را هر دو سه روز یکبار پیش میبرم.اینها همه اسمش دغدغه اس...
242 - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 8:06
خواننده، اگر چند روز دیگر پریود بمانم و این وصع ادامه پیدا کند، من بین حرف هام غرق و خفه میشوم و تو را هم با خودم پایین میکشم، بین لجنزار خزعبلات. اینقدر که ذهنم درمورد همه چیز حرف میسازد و مکلفم میکند همه را با طیب خاطر اینجا به تو بگویم، خب این شبیه یکجور وسواس در آمده و پدرم را درآورده.داشتم فکر ...
243 - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 8:06
کاری که باید بکنم این است که اجازه بدهم به اندازه ی کافی بد باشم. اصلا سعی کنم بد باشم. در هر چیزی که شروع میکنم، در هر چیزیک ه میخواهم در آن جلو بروم و در آن غرق شوم. میخواهم اجازه بدهم بد باشم. در کشیدن، نوشتن، ساز زدن. البته زره م زیاد میزنم هنوز به نت جدید فکر میکنم یا نه به تمرین نت های قبلی هم...
226 - تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 16:44
امروز وقت سفارت داشتم، اما هیچ جا نرفتم، نشد که بروم. نشسته ام پشت میز کارم، یکسری کارها را روی کاغذ می نویسم، خرید زایلاپی، صابون لیتری، شامپو بدن، وقت دکتر پوست، واریز بیمه عمر، مدیتیشن، کوفت، زهرمار.من خسته ام، دلم میخواهد وسایلم را جمع کنم بروم یکجایی دور از آدمیزاد خودم را ول بدهم توی طبیعت، ام...
227 - تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 16:44
هوشنگ ابتهاج امروز مرد.اینستاگرام پر شده از عکس و کلیپ هایش! من فکر میکنم اگر خیلی ها نوشته هایش و زندگی نامه اش را خوانده بودند و میدانستند، اینطور به در و دیوار نمیکوبیدند. یک آدم باید در زندگی چکار کند دیگر؟ عمر کافی، موفقیت، انجام رسالتش، دنیا را دیدن، تجربه کردن کافی، شهرت. او همه چیز را تجربه ...
228 - تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 16:44
دوباره احساسش میکنم.اینکه به هر چه سر راهم میرسد، به هر راهی که به فکر می آید مستاصل چنگ می اندازم. چقدر من از این استیصال و بدبختی و چنگ زدن بیرارم. چقدر بدم میآید دوباره احساس کنم آنقدر بدبخت شده ام که برای نجاتم باید هرکاری بکنم. چرا باید این ذلت را به اسم جنگيدن تعریف کنم؟ بدبختی بدبختی است دیکر...
204 - تاریخ: 1401/3/7 ساعت: 17:42
وقتی او خسته است تو میدوی برایش، وقتی خودت خسته ای تو می دوی برای خودت. من همچین حسی را دارم، منفعل بودن ... پدر آدم را منفعل بودن آدم ها در می آورد، منفعل بودن ها من را متلاشی میکنند، تجزیه میکنند. اینکه صبر کنی کی آتش خشمش خاموش می شود، بی حوصله باشد صبر کنی ببینی کی خودش سرحال می آید، دعوایتان که...
205 - تاریخ: 1401/3/7 ساعت: 17:42
نوشتن از خدا برای من سخت است، خیلی سخت. آدم از بعضی چیزها نه که نخواهد یعنی نمیتواند حرف بزند. چون خودش هم دقیقا نمیداند با آن مسئله چند چند است، یعنی درک و مفهوم درستی از مسئله مطرح شده ندارد که بخواهد در آن مورد نظری بدهد یا صحبتی بکند. برای من خدا همچین موضوعی است. دقیقا نمیدانم در موردش چه نظری ...
201 - تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:23
میگویم زندگی همین است، همین که بین این همه اتفاق هیچ اتفاقی دیگر نمی افتد. ما سرخم میکنیم تا زانو، از هزار جا پاره میشویم. فحش میخوریم، دروغ و دونگ تحویل هم میدهیم وسر صبح دوش میگیریم، قیمت ها را نجومی میبینیم و کاری نمیکنیم فقط کار میکنیم تا ته و همینطور که نفس میکشیم له میشویم. بعد گریه میکنم، معذ...
202 - تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:23
به شیما میگویم دلم برای خودم تنگ شده، چند روز است به این فکر میکنم که دو سال است هیچ اهنگی به پلی لیستم اضافه نشده، هیچ چیز جدید نیست و  ارتباط با خودم را گم کرده ام، کودک درونم غیبش زده، چشمه ی خلاقیت و جادو یا از کار افتاده یا فقط خیال میکردم که هست، نگاه میکنم میبینم حتی آهنگ ها، بو ها ، رنگ هایی...
203 - تاریخ: 1401/2/28 ساعت: 14:23
امروز ساعت پنج و چهل دقیقه بیدار شدم و هوا روشن بود، دیگر میدانستم نمی خوابم، میدانستم باید منتظر شوم تا زندگی دیگران هم شروع شود و خودم را هول بدهم آن بیرون. دوش گرفتم، مسواک زدم، سیگار کشیدم! - بله سیگار می کشم دوباره - سه تا نسکافه سه در یک انداختم در ساک دستی ام، با یک خروار مدارک. ساعت هفت و نی...
175 - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:44
پریوش خانم،مثل همیشه پشت میز کارم نشسته ام و به این فکر میکنم آدم نباید با یک تلنگر از درون و بیرون بپاشد! اتفاقی که تقریبا هر روز برای من میافتد!نباید آخرین سیگارش را با ناامیدی شریک شود. وا بدهد به این و آن. اصلا باید بلد باشد چطور در مصایب زنده بماند. بله، امروز می خواهم با همین امیدهای مذبوحانه ...
176 - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:44
دنزل واشنگتن در مصاحبه ای  در جواب اینکه آیا از ایفای نقش آدم بد در فیلم ها لذت می برد؟ جواب داده تو باید خودت را همانطور که هستی دوست داشته باشی!لذت بردن از زندگی سخت است، سخت تر از لذت نبردن. خو گرفتن با شاخه های فرسوده و انبوه از تجربه ی زیستن که درون آدمی خشک شده اند دشوار است. دوست داشتن خود! چ...
177 - تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 11:44
همه چیز بر میگردد به اینکه ما از دنیا و اتفاقاتش چه تعاریفی در ذهنمان دارم. مطلب کوتاهی می خواندم با این مضمون که هرآنکس که تندخو و پرخاشگر است چون می داند وجودش و شخصیتش برای شما و دیگران آسیب رسان است با پرخاشگری و دور کردن، از شما در برابر خودش محافظت میکند! Adblock test (Why?)
108 - تاریخ: 1399/8/23 ساعت: 9:36
من به خوشبختي اعتقادی ندارم.کلید انداختم در را باز کردم، خانه تاریک بود و سیاه، دوست داشتم با کسی حرف بزنم، آخرین بسته ی عدس پلوی دست پخت مامان را از فریزر در آوردم، یخ و آبجو را ریختم توی لیوان ولو ش
109 - تاریخ: 1399/8/23 ساعت: 9:36
دكتر را كه با روپوش ديدم چشم هام سياهي رفت، هر بار كه قرار است آزمايش خون بدهم احساس بيچارگي ميكنم، -اسمت چيه؟ -پرستو -چند سالته پرستو؟ - ٣٣ -هنوزم ميترسي؟ - نه فقط بدم مياد... - اين صداي آدمي كه بدش
110 - تاریخ: 1399/8/23 ساعت: 9:36
باید کافی بود، کافی یعنی به حد برآورده شدن کمترین ها. والا که آدم میتواند مثل گیاه به خودش آفتاب بدهد، آب بدهد، نان بدهد، کارهایی را بکند که هیچکس برایش نمیکند.  Let's block ads! (Why?)
85 - تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 6:40
تسلیم شدن.در برابر بعضی مسائل تسلیم شده ام.نمی شود یکهو با همه چیز در افتاد گریبان همه مسائل حل نشده را گرفت، از انهایی که خوشمان نمی آید ولی چه بخواهیم چه نخواهیم بودنشان در زندگیمان بایدی است آدم دی
86 - تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 6:40
تنهايي از تو اينو ميسازه كه جز خودت نميتوني حرفهات رو، زندگيت رو با كسي قسمت كني،حتي اكه همه ي اونايي كه فكر ميكني بايد باشن، حضور دارن اما پشت يه ديوار شيشه اي كه هر لحظه ممكنه محو و نابود بشن.اونها
87 - تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 6:40
دردانگشت آدمي كه فلج است وقت ضربه خوردن دردي را احساس نميكند.درد تجربه است، جايي كه قلب و احساست درد ميگيرد صرفا در حال تجربه ي يك روند و انتخاب اشتباه بوده اي.شايد نياز باشد اين درد را بخاطر بسپاري، بگذري و بيشتر مراقب خودت باشي.

برچسب‌های مرتبط

شانزده سالگی | تولد شانزده سالگی | سن شانزده سالگی | چرا باید خودمان را بشناسیم |